تعهد
· 3 اردیبهشت · خواندن 2 دقیقه من هیچ وقت نتونستم درک کنم یکسریا جدای از بحث دین و اعتقادات(که دارن یا ندارن به خودشون مربوطه) ، چجوری انقدر راحت میتونن تعهد نداشته باشن؟
تو نوجوونی و به اصرار رفقای ناباب تر از خودم چند باری تلاش کردم که بخوام مثلشون فکر یا رفتار کنم و نشد، حتی یک روز! همش یک عدد هازبند متریالِ بی ریش و سبیل بودم. از اینا که بزرگ بشن به همسر میگن عیال😂.
اصلا در کل به چیزی به نام دوست دختر اعتقاد نداشتم و ندارم.
ولی تو خاطرات اکثر دختر پسرا که میشنوم مثلا میگن اره کات کردیم بعد فلانی رو چند وقت بعد دیدم خوشم اومد.
بابا، چطور آخه؟
من نوشیدنی مورد علاقم صد ساله دوغه، باورتون نمیشه هر موقع فست فود هم میخورم با وجود تنوع نوشابه های فروشگاه ها فقط دوغ انتخابمه! یا مثلا تو مسافرتها، تو ماشین،خونه فامیل، اصن تا نرسم خونه رو تخت خودم، هیچ جوره نمیتونم درست بخوابم.
اونوقت یکسریا راحت معشوقه عوض میکنن.
ببین اصن کاری به روابط جنسی ندارم، یک سوال منو جواب بدید که چطور ممکنه تو صورت هر کدوم از کیس های مد نظر نگاه کنید بگید عاشقتم؟🥲
نه که قدیس از خودم بسازم ها، نه، کلا حال نمیده به نظرم. زندگی بی معنیه.
اون آرامشی که شب بیای ببینی خانوم غذا درست کرده (ترجیحا قورمه سبزی🫠) باهم بخورید و از روزتون بگید یه چیز دیگست. حتی اون بحث هایی که اکثرا بین بابا مامانامون هست که بعدا از دل هم در میارن و با یه دورهمی گرفتن با حضور بچه هاشون سر و ته قضیه جمع میشه. من حتی عاشق اون بحث هام.
خسته باشی و بیای خونه ببینی داره غر میزنه، ظاهر ماجرا احتمالا بخاطر اینه که مثلا توی فلان تصمیمت اشتباه کردی ولی باطنش اینه که دلش برات تنگ شده. (نویسنده این پست فیلم زیاد میبینه ظاهرا😅)
این که زن و بچه رو برداری بری پارکی، روستایی، مسافرت سطح پایین و یهویی، حتی شده با یه موتور و ماشین فکستنی، اون ارزش داره🙂
نمیدونم، شاید من برای این تایم از دنیا ساخته نشدم.
از سطحی بودن، از فقط همراهِ چند روز بودن، از درگیر هم نشدن، از بی تعهدی بدم میاد و واقعا هر چی بیشتر تو تفاوت تعهد داشتن و گذری بودن عمیق میشم بیشتر آدمای دورمو درک نمیکنم.
یا من عجیبم یا اونا...