یادداشت های منِ دغدغه مند!

یادداشت های منِ دغدغه مند!

نظراتِ شخصی و خاطره های من حول محور لحظات تجربه شده ی خودم

امیدوارم حسرت نخورید...

امیدوارم حسرت نخورید...

کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول · 27 فروردین ·

بیا در گوشت یه چیزی بگم.

الان فرض کنیم اینترنت وصل شد، دیگه موشک بارون هم تموم شد و توافق کردیم.

اولا فقط چهار صباح موشک نزدن،  من ساده و خوشحال و خندان برم سر کارم و پول در بیارم و بگم به به اتفاقی نیوفتاده؟ ولو اینکه قیمتا هم %100 بیاد پایین.

در ثانی، این همه نیروی نظامی دشمن پشت مرز ها چیه پس؟ تا حالا شده آمریکا-اسرائیل جایی از دنیا چیزی بخواد و الکی نیرو بفرسته؟

این جمله از من به یادداشت بمونه،
بزودی میرسه روزی که با دست خودمون بهشون اجازه میدیم بیان تو، اونوقت نه منه انقلابی دیگه مهمم نه تو. داعش که شاخ و دم نداره!

امیدورام من اشتباه کنم، امیدوارم سناریوهایی که تو ذهنمه چرت و پرت باشه.

شما حتی اگه سواد سیاسی نداشته باشید و اخبار هم گذاشته باشید کنار برای clear mind بودنتون بازم اینارو متوجه میشید.

این پست و هزار پست مثل همین، شاید بارها مسخره بشه که اشکال نداره...من حاضرم هر روز فحش بخورم و مسخره بشم ولی دست دشمن به هیچ کدومتون نرسه، نه انقلابی نه خام شدگان سهل انگار.

انشاالله تک تک ما راه درستو انتخاب کرده باشیم🤲 امیدوارم حسرت نخورید...

می نویسم...

می نویسم...

کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول · 26 فروردین ·

می نویسم برای آینده که اوضاع تغییر کرد یادم بیاد چه ها به ما گذشت.
...
می نویسم که اگه بچم ازم پرسید بابا تو چه زحمتی برای این پیروزی کشیدی؟ جوابی داشته باشم.
...
می نویسم که شاید، شاید کسی عین خودم که سال ها مخالف بود، بیدار بشه.
...
می نویسم چون بجز نوشتن و صبر، سلاحی نیست.
...
می نویسم، که دشمن فکر نکنه رهایش می کنیم.
...
می نویسم تا شاید به مهدی فاطمه بدهی کمتری داشته باشم
...
می نویسم چون آوینی نوشت...
 


مذاکره ی بی نهایت!

مذاکره ی بی نهایت!

کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول · 26 فروردین ·

برخلاف تلاش و حسن نیت نشون دادن مسئولین ما و چندین ساعت مذاکره، گویا دشمن زیاده خواهی کرده و ایران هم قبول نکرده و مدتی بعدش مسئولین ما به کشور برگشتند.
در همین حین که مذاکره انجام می شد، رئیس جمهور آمریکا مسئولین مارو در صورت عدم توافق، به ترور تهدید کرد.

همین قدر وقیح!


بعدش هم اقدام کردن که حرکت مارو بقول خودمون اسکی برن. به تازگی شنیدم میخوان محاصره دریایی انجام بدن و جلوی کشتی های ایرانو بگیرن. بماند که این حرکتشون هم به جایی نمیرسه. فقط چسب زخم برای روح درمانده شونه.


با وجود تمام خلف وعده های آمریکا، میگن باز چند روز دیگه مذاکره است (البته اخبار ضد و نقیضه) و خب طبق تجربه، میدونیم که باز میزنن زیرش و حمله رو شروع میکنن. سوال اینجاست که کی درس میگیریم؟


به شخصه آدم سیاسی نیستم ولی تو این سی سال زندگیم همش یه لوپ دیدم. مذاکره، جنگ و تکرار...