بریم برای شروع
· 24 فروردین · خواندن 2 دقیقه سلام
من محمدرسول هستم، از اونجا که اسمم یکم طولانی و رسمیه گاهی محمد یا رسول هم صدام می کنند.
این اولین باریه که من دارم وبلاگ می نویسم، البته دروغ نگم تو نوجوونی که وبلاگ نویسی خیلی باب بود تلاش کردم بنویسم اما موضوع خاصی نداشتم.
هدف چیه؟ اصلا نیازی هست منم مثل بقیه بنویسم؟
من واقعا خیلی به این سوال فکر کردم. اصولا آدم زیاد توضیح بده و عمیقی هستم و البته overthinking دارم، درمورد خیلی چیزا زیاد فکر می کنم و برام سواله که چرا بقیه مثل من انقدر عمیق به قضیه نگاه نمیکنن!
البته باید بگم 90درصد آدما انقدر به زندگی سیستماتیک و روزمره درگیر هستن که اصلا به این چیزا اهمیت نمیدن و خب گاهی هم حق دارن، منم دارم تو این مملکت زندگی می کنم و مشکلاتشونو می بینم.
این اولین مورد بود که ترغیب بشم نوشتن رو شروع کنم تا بقول روانشناسا نوشتن هرچیزی که تو ذهنمه، آرومم کنه.
مورد دوم اینه که خیلی تلاش کردم به خودم تلقین کنم که آقا برای خودت بنویس. چرا بزاری تو اینترنت؟ که خب نتونستم خودمو قانع کنم و نتیجه گرفتم اگر من این مدل آدم هستم، پس امثال من هم پیدا میشه، و ایده وبلاگ زدن من هدف دومش پیدا کردن آدم های هم مسیر و هم فکره.
مخاطب کیه؟
هدف اصلی نسل Z هست که حدودا سالهای 75 تا 90 رو شامل میشه. ماها نه که بگم خاص ترینیم. ولی واقعا نسبت به نسل های قبل خاص تریم و دغدغه های متفاوتی داریم. تو این وبلاگ از مسائل زندگی مجردی گرفته، تا بازار کار، انتخاب همسر و فکر به ازدواج، روابط کاری، خانواده و در کل برداشتم از زندگی می نویسم. البته به عنوان کسی که خودشو انقلابی می بینه، تمام سعیمو می کنم تا نوشته هام بازتاب شخصیت خودم باشه و اسم ایرانی بودن و تابع اسلام بودنم خدشه دار نشه.
اگر مخاطبی نداشتم چی؟ بازم می نویسم؟
راستش هدف سوم من به جا گذاشتن اثری از خودم برای همسر آینده(بگید ایشالا) و فرزندانم(ایشالای دوم ) هست که در نهایت نوشته هامو تبدیل به یک زندگی نامه میکنه. درباره ی ادامه ی نوشتن هم باید به خودم یاداور بشم، تا زمانی که فرصتی باشه و سبک زندگیم تغییر زیادی نکنه، احتمالا قابل انجام باشه.
این شد معرفی نامه من، بعدا بیشتر درباره خودم میگم. پست های بعدی هم از الان بگم. چکیده ی روزهای گذشته منه که در فروردین 1405 نوشتم.