فرهنگ تِرِند، یا تِرِند فرهنگی؟

کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول · 6 اردیبهشت · خواندن 2 دقیقه

هیچ وقت با طرز فکر اینایی که برای کتاب های به اصطلاح تِرِند کلی سر و دست میشکنند و اصرار دارند که هیچ کتابی تو اون حوزه، بهتر از اون نیست، ارتباط نگرفتم.

اینو اضافه کنم، گاهی آثار امروزی عالی و تاثیر گذارند، ولی دلیل نمیشه همون یکدونه که شما اصرار داری بهترین باشه.

به اصرار دوستم و فشار روانی سوشال مدیا که اگه «بیشعوری» رو نخونی آدم جالبی نیستی😄، چند سال پیش این کتاب رو خریدم. اگر اشتباه نکنم چند جلد بود و من اولیش رو خوندم.

خلاصشو می گم. آقای دکتر خاویر کرمنت، متخصص مقعدشناس (بخدا بی ادب نیستم، واقعا تخصصشه) که آدمیه به شدت بی تفاوت نسبت به رفتار آدم ها و بدتر از همه، رفتار خودش، سر همین توجه نکردن هاش تو زندگی شکست میخوره و خونوادش ولش می کنند.

 بعد میاد تحقیقات گسترده انجام میده و متوجه باگ ها و رذیلت های زیادی توی رفتار روزانه ی خودش و این چند میلیارد آدم کره زمین میشه و اون هارو بازگو میکنه، اسم این رفتارهای بد رو میگذاره «بیشعوری» .

تو این کتاب هر چی جلوتر میرید بیشتر به خودتون میگید: عه این بد بود؟ پس من چقدر بیشعورم! البته اینو هم بگم، بعضی از چیزایی که میگه حقه، اینو کتمان نمیکنم.

درسته که آقای خاویر کرمنت، سعی داره «بیشعوری درمانی» کنه. ولی توجه بیش از حد به بعضی رفتار و مسائل، آدمو از زندگی میندازه. یعنی یه آدم ۴۰ ساله که دفتر پر خط و خشی ۴۰ صفحه ایه، باید برگرده اون همه صفحه رو غلطگیر بزنه و همچنان به مسائل روز زندگی و حال حاضر هم مسلط باشه، خب خیلی سخته! از نظر من تک تک این اتهامات بیشعوری باید در طول زندگی اصلاح بشه. به ترتیب و مِلو. من و تو نمی تونیم صرفا با خوندن یک کتاب  فشرده ی تنبیه کننده که هر جمله اش یه چَک بهت میزنه رو یکجا رعایت کنیم و انتظار فیکس شدن داشته باشیم! مسیر زندگی همه ماها متفاوته و از طرفی انسان «ممکن الخطا است» پس تغییر با یک کتاب و اینهمه خودزنی درست نمیشه و نمیشه انسان ناقص رو به «رباتِ خوش رفتارِ اصلاح شده» تبدیل کرد. ببینید اصلا شاید کتاب به خودی خود مشکلی نداره ولی ترند و رفتار اجتماعی آدما رو مخه!

فاجعه اونجاست که مردم این کتاب رو میخونن و به هم توصیه میکنن، اما ما که ندیدیم خیلیامون از بیشعوری در اومده باشیم.😄

همین نظر رو درمورد کتاب های «قورباغه ات را قورت بده» و «42 قانون قدرت» و امثالشون هم دارم.

هیچ تضمینی در فرهیخته شدن آدم ها با خوندن کتاب بیشعوری، بصورت ترند و هیجانی نیست. اصلا قرار نیست همه ی آدم ها مسیر موفقیتشون و اصلاح اخلاقشون تو یک کتاب مشترک باشه.

از طرفی هم ممکنه تو مسیر زندگی کتابی پیدا کنید، که ترند نیست یا کتابیه که چندین ساله که ثابت شده و ممکنه زندگیتونو تغییر بده. مثلا چی؟ نهج البلاغه...که البته کامل نخوندم و ادعا هم نمیکنم ولی چند مورد ازش خوندم دوست داشتم.