چکیده جنگ تحمیلی سوم (قسمت۲)

کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول کوچیک شما، محمدرسول · 25 فروردین · خواندن 2 دقیقه


بالاخره رهبر جدید بعد از دو هفته ی پر استرس انتخاب شد. از بین چند نفری که خبرگان در نظر داشت، یادگاری با ارزش امام خامنه ای، یعنی پسرشون آقا سید مجتبی خامنه ای رهبر شد، و این بنزینی بود که آتیش خشم دشمنو شعله ور تر کرد. حالا اونا اعتراف کردند که ایشون از پدرش سرسخت تره.

 

ورق برگشت!

 

جنگ ادامه داشت، تو حرکت بعدی به دستور رهبر جدید کنترل عبور کشتی ها از تنگه هرمز رو بدست گرفتیم، رسما تاثیر مستقیم گذاشتیم رو انرژی جهان، نفت و گاز و کود و مواد آلی و... همه چی تو همه کشورا گرون شد و کمیاب.
خارجیا حالا داشتن میچشیدن طعم سختی که مردم ما ۴۷ سال کشیدن، تو یک ماه اشکشون در اومد.

البته اضافه کنم که بعدش تصمیم بر اجازه عبور به متحدانمون گرفتیم و فقط برای خودمون عوارضی درست کردیم. پول میدن رد میشن، فقط متحدای دشمن اجازه ندارن.

دشمن خیلی سعی کرد تنگه رو باز کنه، ما هم نزدیک پیروزی بودیم، دیگه تقریبا همه چی تموم بود که یهو صحبت مذاکره آوردن،گفتند دو طرف به نتیجه رسیدن ۲ هفته آتش بس باشه تا مذاکره کنند.

 

و باز هم مذاکره

 

این چندمین باره که تلاش می کنیم مذاکره کنیم و خب به عنوان یه شهروند میگم، دردی که دوا نمیکنه هیچ، برای دشمن وقت میخره استراحت کنه...
متحدای ما تو غزه، لبنان و عراق هنوز درگیرن و لبنان همین دو سه روز بمبارون شد، این چه آتش بسیه خب؟ تازه جالب اینه، امنیت متحدامون از مفاد توافق مذاکره است.

 

روز مهم

 

امروز تاریخ ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ بود، روزی که شاید بعدا توی کتابای تاریخ خیلی مهم باشه. دیپلمات ها دارن مذاکره می کنند. دو طرف رفتن پاکستان. ظاهرا ۱۰ ماده توسط ما تعیین شده که باید آمریکا لحاظ کنه، خیلی دشمن تحت فشار داخلی خودشه و از دست ما هم خسته است و ممکنه که همه مواد رو بپذیره، ولی ما جنگ ۱۲ روزه پارسال و همینطور برجام هم همین داستانو داشتیم، به روز نکشیده زدن زیرش.
برای من یکی حرف رهبر سنده.
رهبر گفت این «سکوت صحنه نبرد نظامی» هست و نه «آتش بس»، یعنی مبارزه ادامه داره و فقط از مردم خواست همچنان حضور داشته باشن. الان هم همه چشم ها به مذاکره است...