راننده تاکسی
· 10 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه امروز داشتم برمیگشتم خونه، تاکسی های خطی منطقه ما سر ظهر نیستن و من مجبور بودم اسنپ بگیرم.
اینترنت گوشیم رو هر کاری کردم وصل نشد. منم از روش کلاسیکِ تاکسی دربست استفاده کردم.
به یه راننده تاکسی رندوم گفتم: آقا میخوام برم فلان آدرس، چقدر میگیری؟ گفت ۶۰. نسبت به اسنپ حس کردم گرونه ولی آفتاب داشت مغزمو میسوزوند گفتم باشه بریم.
تو راه به این داشتم فکر میکردم که کرایه تاکسی ۱۵ بود، اسنپ قاعدتا ۳۵ میگیره. این خیلی گرون گفته. بعد پیش خودم گفتم ولش کن حالا یه سودی هم اون داشته باشه، شاید خیلی وقته مسافر نزده.
تو همین فکر بودم که شروع کرد حرفهای «تیپیکال راننده تاکسی طور» زدن، از اینکه ۹۰درصد راننده ها خانومن، بد رانندگی میکنند و دراماهای جنسیتی رسید به بحث پول و بدبختی و اینا.
یهو بیسیمش صدا در اومد، فهمیدم تاکسی بیسیم رو دربست گرفتم. جواب داد گفت: مرکز، مسافر دارم، ۵۰ تومن، فلان آدرس.
تو ذهنم گفتم عه، این که به من گفت ۶۰!
چیزی نگفتم. واقعا حوصله جر و بحث سر ۱۰ تومن نداشتم. وسط راه بودیم، گفت داشتم میگفتم، بیشتر راننده ها خانومن، من خودم یه پارس خونه دارم که زنم همش سواره نمیزاره من بشینم، میگه کاری داری با تاکسی برو. من باز تو دلم گفتم عه! پس وضعش بد نیست. که یهو ادامه داد، البته موتور هم دارم ها، پام که درد میکنه نمیتونم زیاد سوارش بشم.
پیاده شدم، نزدیک خونه بودم، با این فکر که این راننده همه جور وسیله نقلیه ای داشت، به مرکزشون گفت ۵۰ میگیره و ۶۰ گرفت و منِ ساده فکرم کل تایم دلم سوخت که مسافر نزده و به خیالم داشتم کمک یه انسان راستگو و نیازمند میکردم.😅
در همین حین، من با ۶۰ تومنِ خرج شده و وسیله نقلیه ی نداشته...